همانطور که در یکی از یادداشتهای پیشین بیان شد، توسعه و تکثیر شرکتهای دانشبنیان از پدیدههای امیدآفرین دههی اخیر در کشور ما بوده است و توانسته فضای بانشاطی در حاشیه دانشگاهها و پارکهای فناوری -به عنوان هستههای زیستبوم نوآوری- فراهم آورد و تعداد قابل توجهی از جوانان تحصیلکرده را درگیر فعالیتهای نوآورانهی اقتصادی نماید.
بررسی دقیقتر شرکتهای استارتاپی و سرمایهگذاریهای انجامشده در این زمینه حاکی از آن است که بخش عمدهی آنها در حوزهی پلتفرمهای خدماتی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) فعالیت میکنند. کارکرد مهم این نوع پلتفرمها، افزایش بهرهوری در بخشهای خدماتی اقتصاد است. آنچه شما امروز در دیجیکالا، اسنپ، علیبابا و … میبینید همه از این نوع است.
در اغلب این پلتفرمها، فناوریهای جدیدی ارائه نشدهاند، بلکه از امکانات و فناوریهای موجود، در چارچوب یک مدل نوآورانهی کسبوکاری استفاده شده است تا خدمات، با هزینه کمتر، دسترسی بهتر و کیفیت بالاتر به مشتریان ارائه شود. به عنوان نمونه، قبل از ایجاد اسنپ، همه اجزای این پلتفرم شامل؛ خودرو، راننده، فناوری GPS و نرمافزارهای ناوبری و پرداخت آنلاین موجود بودهاند، اما در شرکتهایی مثل اسنپ و اُوبِر، این عوامل به صورت نوآورانه با هم آمیخته شده و خدمات بهتری به مشتریان ارائه میشود.
استارتاپها و کسبوکارهای خدماتمحور اگرچه توانستهاند پیشران کسبوکارهای نوآورانه در ایران باشند، اما این حوزه با چند محدودیت روبهروست:
۱- با توجه به اینکه تمرکز اغلب شتابدهندهها و سرمایهگذاریهای ریسکپذیر در حوزه فناوری ICT بوده، نوعی اشباع در کسبوکارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات اتفاق افتاده است و تعداد استارتاپهای با موضوع کسبوکاری یکسان (مثلاً در حوزه خرید آنلاین بلیط هواپیما یا خدمات بیمه)، گاهی به بیش از ۱۰ شرکت میرسد.
۲- کسبوکارهای پلتفرمی، چون عمدتاً تولیدمحور نیستند، باعث بزرگ شدن ظرف اقتصاد و GDP کشور نمیشوند، بلکه همانطور که بیان شد، ارتقای بهرهوری عوامل را در داخل ظرف موجود به همراه دارند.
۳- با توجه به شرایط خاص ایران، پلتفرمهای IT محور ظرفیت بینالمللی شدن کمی دارند، چرا که اغلب به سیستمهای پولی و بانکی محلی پیوستگی دارند. لذا افق پرواز این کسبوکارها غالباً در چارچوب اقتصاد داخلی است.
۴- از دیدگاه کلان و سیاستگذاری ملی هم، استارتاپهای IT محور چندان به مقابله کشور با موضوع تحریم کمک نمیکنند، چرا که تحریمها غالباً در حوزهی کالاهای استراتژیک و فناورانه مثل دارو و تجهیزات صنعتی است.
با این همه، توسعه کسبوکارهای نوآورانه مبتنی بر IT، تا حدود زیادی موجب بلوغ کل زیستبوم کسبوکارهای نوآورانه کشور شده است. یک دستاورد هم دیگر این حوزه که باید از آن در سایر حوزههای اقتصادی مبتنی بر فناوری الگو گرفت، آن است که این حوزه توانسته توجه سرمایهگذاران سنتی و شرکتهای بزرگ را جلب نموده و آنها را به حرکت وادارد که در کنار کسبوکار سنتی خود، نیمنگاهی هم به سرمایهگذاری در حوزههای جدید بیندازند.
براساس آمار ارائهشده از طرف معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری به عنوان متولی سیاستگذاری و حمایت از شرکتهای دانشبنیان، تقریباً ۲۵ درصد از کل ۵۳۰۰ شرکت دانشبنیان تأییدشده (تا ابتدای شهریور ۹۹) در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات فعالیت دارند و ۷۵ درصد بقیه در سایر حوزهها مثل؛ دارو، بیوتکنولوژی، نانوفناوری، مواد پیشرفته، تجهیزات پزشکی، تجهیزات و ماشینآلات صنعتی فعالند. اصطلاحاً به این بخش در زیستبوم استارتاپی هاردتک گفته میشود.
حدود ۴۰۰۰ شرکت دانشبنیانی که در حوزههای هاردتک فعالیت دارند، چگونه باید راه خود را به بازار پیدا کنند؟ و از چه مسیرهایی میتوانند به بزرگ شدن اقتصاد کشور کمک کنند؟
در یادداشتی دیگر به این موضوع خواهیم پرداخت، به شرط حیات …
پانوشت: در کنار این نکته که گفته شد نوعی اشباع در حوزه پلتفرمهای خدماتی IT محور در ایران اتفاق افتاده است، اما در مقایسه با تعداد و تنوع این نوع استارتاپها در جهان (براساس دادههای سایت crunchbase)، هنوز هم فضای زیادی برای کار در این حوزه در ایران وجود دارد.
رضا اسدیفرد ـ ۲۰ شهریور ۱۳۹۹