اقتصاد هم وجههی جهانشمول دارد و هم وجههی ملی و بومی. اقتصاددانان نئوکلاسیک اغلب وجههی ملی و بومی اقتصاد کشورها را در نظر نمیگیرند و هر جا نتوانستند رشد یا عدم توسعه اقتصادی کشورها را با نظریههای خود تبیین کنند، آنها را بهعنوان استثناء و خلاف قاعده در نظر میگیرند. در مورد ژاپن، نظریههای موجود، مثل تابع تولید مرسوم، تنها قادر به توجیه ۵۰ درصد رشد اقتصادی این کشور بودهاند. این مسئله بعدها در مورد کرهجنوبی و چین هم بهنحوی تکرار شده است؛ لذا خلاف قاعده دانستن همه اینها، قاعدهها را از اعتبار میاندازد.
برخی از ویژگیهای خاص ژاپن که باعث رشد بالای این کشور در سالهای پس از جنگ جهانی شد را میتوان در ویژگیهای بومی خاص این کشور ریشهیابی کرد:
۱- بنگاههای ژاپنی بیشتر از آنکه به حاشیه سود بالا بیندیشند، به کسب سهم بیشتری از بازار و حذف رقبا فکر میکنند (Growth Mindset)؛ لذا آنها به سودهای کم قناعت کردند و توانستند غولهای غربی را از بازار حذف کنند. شرکتهای چینی هم همین مسیر را طی کردند.
۲- بنگاههای ژاپنی و کرهای بخش خوبی از درآمد خود را سرمایهگذاری میکنند. اغلب این شرکتها بیش از ۱۰ درصد درآمد خود را صرف تحقیق و توسعه و نوآوری میکنند و این باعث میشود آنها غالباً دست بالا را از نظر نوآوری داشته باشند. البته بنگاههای ژاپنی و کرهای در دورهای تلاش زیادی برای انتقال تکنولوژی از کشورهای غربی کردند، اما روش آنها بهکلی با تصور ما از انتقال تکنولوژی متفاوت بوده است. انشاءالله در مطلب مستقلی به این موضوع خواهیم پرداخت.
۳- ژاپنیها بهشدت از بنگاههای خود در مقابل نوسانات اقتصادی محافظت کردهاند. بانکهای ژاپنی اغلب ذیل گروههای کسبوکار تعریف میشوند و اساساً هدف آنها سودآوری نیست، بلکه هدایت پساندازهای مردم به سمت تولید است. آنها با سهامداری متقابل، مانع تأثیر نوسانات بورس بر بنگاهها میشوند.
۴- سیاستمداران و بنگاههای ژاپنی مخالف شدید سرمایهگذاری مستقیم خارجی بودهاند و معتقدند سرمایهگذاری خارجی باعث رشد اقتصادی نمیشود، بلکه به دنبال آن میآید. به همین خاطر، متوسط سهام خارجی در بنگاههای ژاپنی (غیر از سونی) کمتر از ۳۰ درصد است.
۵- «تولید در محل» و «مصرف کالای ژاپنی» در ذهن هر کارگر، کشاورز، مدیر و اقتصاددان ژاپنی نقش بسته است. آنها تولید را بیشتر تولید سخت و فیزیکی میدانند؛ از این رو در بخش توسعه نرمافزار و اپلیکیشن از شرکتهای آمریکایی، هندی و چینی عقب افتادهاند.
۶- یکی از ویژگیهای مهم مردم ژاپن پسانداز کردن است. این پساندازها انباشت منابع و توان سرمایهگذاری را بالا میبرد.
چند نکته:
نظریهها هم مثل فناوری یا محصول، دوره عمر داشته و صعود و افول دارند؛ لذا باید خود مفهوم توسعه را به خاطر سپرد و اسیر نظریهها نشد. اگر شرایط فکری و نهادی جامعهای آماده نباشد، نظریهها بهخودیخود باعث توسعه نخواهند شد.
توصیههای بانک جهانی، اگر نگوییم (مطابق باور برخی صاحبنظران) در پشت خود به دنبال اهداف استعماری هستند، حداقل میتوان گفت ویژگیهای نهادی و فرهنگی خاص کشورها (Context-specific) را در نسخههای خود در نظر نمیگیرند.
لذا در کشور ما هم هر راهحل و نظریه اقتصادی زمانی موجب توسعه خواهد شد که طراحان آن درک عمیقی از ویژگیهای نهادی و فرهنگی کشور داشته باشند و برای ارتقای آنها برنامهریزی کنند.
پانوشت: برداشتهایی از کتاب «مبانی تفکرات اقتصادی و توسعه ژاپن» ــ جلد ۱ و ۲ (دورهای) ــ انتشارات شرکت سهامی انتشار ــ نویسنده: دکتر محمد نقیزاده
رضا اسدیفرد ــ ۲۴ مرداد ۱۳۹۹