چکیده مقاله
شبکههای همکاری به عنوان یکی از ابزارهاي کارآمد برای مدیریت بهینه منابع، انتقال دانش بین عوامل، به اشتراک گذاری داراییها و کاهش ریسکهای توسعه در عرصه اقتصاد، کسب وکار و دانش شناخته شدهاند. تجربه جهانی نشانگر آن است که در حوزههایی که رشد علم، فناوري و نوآوري با سرعت زیادی صورت میگیرد و منابع دانش به مقدار زیادی توزیع شده هستند، یک بنگاه یا سازمان به تنهایی تمام قابلیتها و امکانات لازم برای معرفی نوآوریهای اساسی به بازار را ندارد. در چنین شرایطی، شبکهها میتوانند به عنوان خاستگاه نوآوری عمل کنند. گرچه شبکهسازی رویکرد جدیدي در دنیا نیست اما با این وجود، در چند دهه اخیر توجه به شبکهها و روابط درون آنها به شدت افزایش یافته است. دو الگوی متفاوت در دنیا برای شکلگیري اینگونه شبکهها تجربه شده که در الگوی اول، شبکهها به صورت خودجوش و غیررسمی (از پائین به بالا) و در الگوي دیگر شبکهها به عنوان یک ابزار سیاستی و با مداخله یک نهاد (غالباً سیاستگذار) دولتی به صورت یک سازمان رسمی (از بالا به پائین) ایجاد شدهاند. در این مقاله ابتدا ضمن معرفی شبکه و کارکردهاي آن، خردمایه مداخلات دولتی در ایجاد این شبکهها و استفاده از آنها به عنوان یک ابزار سیاستی براي پشتیبانی و توسعه علم و فناوری مورد بررسی قرار میگیرد.
رضا اسدیفرد