یادداشت‌های کوتاه (3): حکمرانی شبکه‌ای، راز کارِ چشم بادامی‌ها

در اوایل سال 2008 میلادی به همراه تیمی از همکاران برای یک دوره آموزشی به شهر شانگهای چین رفتیم. در این دوره قرار بود ما با روش کار یک سازمان چینی به نام STEE در زمینه انتقال فناوری آشنا شویم. ما در ایران معمولاً وقتی از انتقال فناوری صحبت می‌کردیم (و می‌کنیم) منظورمان انتقال فناوری از یک منبع فناوری خارجی به یک شرکت داخلی به عنوان گیرنده فناوری بود. اما در این سازمانِ چینی که میزبان ما بود عمدتاً منظور از انتقال فناوری، اخذ فناوری توسط یک شرکت صنعتی چینی از یک منبع فناوری در داخل چین (از قبیل یک شرکت دانش‌بنیان یا دانشگاه) بود.
سازمان میزبان، سخاوتمندانه تجارب خود را با ما در میان گذاشت و ما هم مشتاقانه به دنبال فهم چرایی‌ها و چگونگی‌های کار این سازمان بودیم. اما در چند روز اول، یک مسئله در مورد نحوه‌ی کار این سازمان برای ما مبهم بود و هر چه بیشتر توضیح می‌دادند، ما بیشتر گیج و سردرگم می‌شدیم.
مشکل از آنجا شروع می‌شد که در نقشه نهادها و سازمان‌های فعال در زمینه انتقال فناوری در چین، فهرست بلندی از عناوین وجود داشت. سوال ما این بود که نحوه‌ی ارتباط این سازمان‌ها با هم چگونه است و کدام یک زیرمجموعه کدام است؟ و سلسله مراتب ارتباطات و گردش کار در میان آن‌ها چگونه است؟
مترجمی که داشتیم چینی به انگلیسی بود. طرف‌های چینی مطالب خود را به زبان چینی مطرح می‌کردند و حتی اسلایدهایشان به زبان چینی بود و یک خانم چینی آن‌ها را به زبان انگلیسی برای ما توضیح می‌داد. ما هم سوالاتمان را به زبان انگلیسی می‌پرسیدیم. این ترجمه‌ی چندباره، کار ما را در فهمیدن و کار میزبان را در انتقال منظورش سخت کرده بود.
هر چه آن‌ها در تشریح رابطه‌ی سازمان خود با سایر نقش‌آفرینان انتقال فناوری در چین بیشتر توضیح می‌دادند، ابهام و سؤال در ذهن ما بیشتر می‌شد. ما به دنبال پیدا کردن جایگاه هر یک از نقش‌آفرینان در یک ساختار سلسله مراتبی بودیم، اما میزبان چینیِ ما از سازمان‌های مستقلی حرف می‌زدند که به خوبی در یک زنجیره‌ی مکمل نقش بازی می‌کردند و با حذف هر یک از آن‌ها، فرآیند انتقال فناوری به سرانجام نمی‌رسید. بالاخره پس از سه-چهار روز متوجه یک واقعیت شدیم و آن واقعیت این بود:
“سازمان‌های فعال در زنجیره‌ی انتقال فناوری در چین، نه در قالب یک ساختار سلسله مراتبی، بلکه در یک چارچوب شبکه‌ای با هم همکاری داشتند”
شاید دلیل اینکه ما دیر به رمز کار آن سازمان چینی پی بردیم ناشی از دو واقعیت بود:
1) یکی اینکه در ایران اغلب سازمان‌ها برای فعالیت در یک زنجیره ارزش مربوط به تولید یک محصول یا ارائه یک خدمت، باید دارای رابطه سلسله مراتبی باشند و ابزار اعمال قدرت و مدیریت بین سازمان‌ها، همین نوع روابط از بالا به پایین است.
2) دوم اینکه انتظار نداشتیم یک جامعه‌ی تک‌حزبی با قدرت مرکزی بالا مثل چین، چنین به زیبایی بتواند یک چارچوب همکاری شبکه‌ای را بین سازمان‌هایِ مستقل از هم پیاده کند. البته خود چینی‌ها در روزهای بعد یک مدل اروپایی از همکاری شبکه‌ای سازمان‌ها را معرفی کردند که الگوی اولیه آن‌ها بوده است.
این تجربه، ذهنیت تیم ما را در مورد نحوه ارتباط سازمان‌ها در عصر جدید به طور کامل دگرگون کرد و نشان داد سازمان‌های سلسله مراتبی به مثابه دایناسورهای در حال انقراض هستند که به تدریج جای خود را به ارتباطات سازمانی از نوع شبکه‌ای خواهند داد.


رضا اسدی‌فرد- 25 مرداد 1399

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *