یادداشت‌های کوتاه (14): نگرش رشد؛ قسمت اول: خانه‌ی مِرک

در سفری که در اواخر دهه‌یِ 80 شمسی به آلمان داشتم یک روز در شهر دارمشتات، تابلویی که روی یک ساختمان قدیمیِ دو طبقه، درست در حاشیه یک میدان نصب شده بود، نظرم را جلب کرد. روی تابلو نوشته شده بود: “Merck House یا خانه مِرک”. از همراه ایرانی‌مان که سال‌ها ساکن آلمان بود داستان این تابلو را پرسیدم که گفت اینجا حدود 450 سال پیش یک عطاری متعلق به آقای جاکوب مرک بوده است که بعدها به کمپانی مواد شیمیایی و دارویی مرک تبدیل شده است و الان یکی از معروف‌ترین و بزرگ‌ترین شرکت‌های تولید و تامین‌کننده مواد شیمیایی باکیفیت در دنیاست. این شرکت با خرید و ادغام شرکت معروف سیگما آلدریچ در سال 2015 به چهارمین شرکت بزرگ دارویی و شیمیایی جهان تبدیل شد.
چیزی که از آن موقع همچنان ذهن مرا به خود مشغول کرده است اینکه چرا ما در ایران شرکت‌هایی با سابقه چند صد ساله و حتی 100 ساله نداریم؟ چگونه فرهنگ یک کشور می‌تواند چنین تعهد طولانی‌مدتی را برای ایجاد و توسعه یک کسب و کار در افراد و سازمان‌ها ایجاد کند؟
هنوز جواب دقیقی برای این سوالات پیدا نکرده‌ام لیکن به یک فهم در این مورد رسیده‌ام که قصد دارم در قالب چند یادداشت آن را با دیگران به اشتراک بگذارم.
در زبان انگلیسی واژه‌ای وجود دارد که برای تبیین این فهم بسیار مفید است. واژه‌ “Mindset” معادل دقیقی در زبان فارسی ندارد ولی به معنی “نگرش”، “طرز فکر” و “ذهنیت” کلی افراد نسبت به مسایل پیرامونی است. عبارت ترکیبی “Growth mindset” آن چیزی است که می‌تواند تفاوت بین افراد را از نظر نگرش آنها نسبت به مسایل مهم زندگی به ویژگی کسب و کار نشان دهد. آیا فردی که کاری را پایه‌گذاری می‌کند صرفاً برای گذران زندگی خود و خانواده‌اش و با چشم‌انداز 40-50 ساله‌یِ زندگی کاری خود آن کسب و کار را راه‌اندازی می‌کند و یا از همان ابتدا به فکر راه‌اندازی بنگاهی با چشم‌اندازی جهانی و چند صد ساله است؟ اگر فردی با رویکرد دوم اقدام به پایه‌گذاری کسب و کاری کند از ذهنیت و یا “نگرش رشد” یا همان Growth-mindset برخوردار است.
برخی فرهنگ‌ها انسان را بلندنگر و آینده‌بین تربیت می‌کنند و برخی دیگر کوتاه‌نظر و لحظه‌بین. متاسفانه ما از نوع دوم و به قول استاد *کاتوزیان* از نوع *”جامعه_کوتاه‌مدت” یا “کلنگی”* هستیم. این مسئله به مقداری زیادی به نگرش افراد جامعه چه در بخش خصوصی و چه در بدنه دولت برمی‌گردد. چند درصد از افراد وقتی اقدام به پایه‌گذاری نهاد یا بنگاهی می‌کنند به این فکر می‌کنند که طوری این کار را انجام دهند که چندصد سال عمر کند و به جایگاهی جهانی برسد؟ چند نفر معمار و سازنده ساختمان داریم که در طراحی و ساخت یک بنا فکر کنند که قرار است این ساختمان 300 سال بدون خرابی مورد استفاده قرار گیرد و فکر نکنند که بعد از 30 سال قرار است به عنوان یک ساختمان کلنگی، تخریب شود؟
اینکه چرا چنین فرهنگی در جامعه ایجاد شده نیاز به بررسی تاریخی و جامعه‌ شناسانه دارد که در حوزه تخصصی نویسنده نیست اما بر این باورم که آموزه‌های مذهبی ما و رفتار ائمه و رهبران بزرگ دینی ما تاکیدکننده “نگرش رشد” و نگاه بلندمدت به مسایل است. در احادیث داریم که برای دنیا چنان برنامه‌ریزی کنید که انگار برای همیشه در این دنیا هستید. یعنی اگر سازمان و یا کسب و کاری را پایه‌گذاری می‌کنید طوری برنامه‌ریزی کنید که قرار است برای همیشه وجود داشته باشد و رشد کند. البته این با بخش دوم حدیث که “برای آخرت طوری برنامه‌ریزی کنید که انگار امروز آخرین روز عمر شماست” منافاتی ندارد. چرا که نگاه بلندمدت داشتن، لزوماً به معنی وابستگی به دنیا نیست بلکه به معنی قبول کردن این واقعیت است که زندگی فردی ما محدود است و باید کارها را از اول طوری برنامه‌ریزی کنیم که پایداری آنها وابسته به یک فرد نباشد. امام_خمینی (ره) در طول عمر خود هیچ‌گاه خود را به ایران محدود نکرد و همواره از “نجات امت اسلامی”، “احیای تمدن اسلامی”، “رفع فقر از جهان” و “احقاق حقوق مستضعفین جهان” سخن گفت و نگرشی فرادینی، فراسرزمینی، جهانی و تمدن‌ساز داشت. چنین نگرشی است که می‌تواند دنیا را تحت تاثیر قرار دهد و پاردایم‌های جدیدی را در معادلات سیاسی جهان به وجود آورد.
پس هر کس در هر کاری که دارد؛ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و … می‌تواند *نگاهی کوتاه‌مدت، محلی و کوچک* و یا *نگرشی بلندمدت، جهانی و بزرگ* داشته باشد. نتیجه نگاه و طرز تفکر دوم است که جهانی‌شدن کسب‌وکارها، شکوفایی اقتصادها و پیشرفت پایدار کشورها را رقم می‌زند.
در مورد نگرش رشد به ویژه در سطح کسب و کارها بیشتر صحبت خواهیم کرد به شرط حیات ان‌شاا…

رضا اسدی‌فرد- 6 آبان 1399 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *