یادداشت‌‌های کوتاه (12): اجرای خوب از ایده‌یِ خوب مهم‌تر است (قسمت اول)

در طول 20 سال کار در حوزه علم و فناوری کشور و ارتباطاتی که با نهادها و شرکت‌های مختلف داشته‌ام، به این جمع‌بندی رسیده‌ام که “اجرای خوب”، بسیار مهم‌تر از “ایده خوب” است.
ایده‌های خوب ممکن است از طرف افراد مختلفی از درون و یا بیرون سازمان به دست شما برسد و با شنیدن آنها چشم‌تان برق بزند. اما آیا می‌توانید مطمئن شوید که صاحبان آن ایده‌ها توانایی اجرای موفق آنها را دارند؟
بارها شاهد ایده‌های درخشانی بوده‌ام که روی کاغذ بسیار جذاب هستند و در جای دیگری از دنیا اجرا شده و نتایج چشمگیری داشته‌اند، ولی در ایران توسط افرادی که صلاحیت‌ و شخصیت حرفه‌ای لازم را نداشتند به یک تجربه کاملاً منفی تبدیل شده‌اند که امروز حتی کسی جرأت آوردن اسم آنها را ندارد.
از سوی دیگر شاهد این نیز بوده‌ام که ایده‌های متوسط توسط افرادی توانمند به نحوی خوب پیاده‌سازی شده‌اند که به عنوان یک الگو مطرح شده و مورد ارجاع قرار گرفته‌اند و باعث خوشنامی و ارتقاء مجریان آنها و پیشرفت سازمان‌هایشان شده است.
بگذارید بحث را با استفاده از دو مثال بومی بیشتر باز کنیم:
تمرکز پژوهشی در مراکز تحقیقاتی موضوعی است که در دنیا تجربه شده و نتایج موفقی داشته است. آکادمی علوم #چین امروزه بیش از 100 مرکز تحقیقاتی با بودجه‌های قابل توجه و پژوهشگران بسیار دارد که هر یک بر روی موضوعاتی از قبیل؛ تجهیزات پزشکی و آب و یا فناوری‌هایی مثل اپتیک و یا مغناطیس متمرکز شده‌اند و موتور نوآوری‌ چین هستند. مشابه این در بسیاری از کشورهای اروپایی، کره‌جنوبی، ژاپن و آمریکا هم وجود دارد.
در ایران هم حدود یک دهه‌ قبل تصمیم گرفته شد این موضوع در قالب ایجاد #قطب‌های_علمی در دانشگاه‌های کشور دنبال شود اما امروز هیچ کس اعم از سیاست‌گذاران، مدیران وزارت علوم و اساتید دانشگاه، قطب‌های علمی را تجربه موفقی نمی‌دانند. اما آیا مشکل به ایده‌یِ ایجاد قطب‌های علمی مربوط است و یا به نحوه اجرای آن.
واقعیت آن است که ایده قطب‌های علمی اگر درست اجرا می‌شد امروز شاهد خروجی‌های با کیفیت‌تری از پژوهش‌های کشور در قالب فناوری، پتنت و مقالات پراستناد در سطح جهان بودیم ولی دلایل مختلفی از قبیل؛ زیاد شدن تعداد قطب‌ها، ناتوانی وزارت علوم در اختصاص منابع مالی کافی و پخش بودن افراد متخصص در یک حوزه علمی در دانشگاه‌های مختلف باعث شد تا این تجربه در عمل موفق نباشد. یکی از دوستان به شوخی می‌گفت کره‌یِ زمین با این بزرگی دو تا قطب بیشتر ندارد ولی هر دانشگاه ما چندین قطب دارد!
به عنوان یک نمونه دیگر، ذکر تجربه مربوط به اولین ماموریت جدی خودم در ستاد نانو در سال 1382 خالی از لطف نیست. ما باید راهکاری برای توسعه #زیرساخت_آزمایشگاهی کشور در حوزه نانو طراحی می‌کردیم. برای این کار، کمیته‌ای متشکل از نمایندگان 6 وزارتخانه عضو ستاد داشتیم که من دبیر آن بودم. بعد از بررسی‌های مختلف به این نتیجه رسیدیم که ایجاد شبکه‌ای از آزمایشگاه‌های مرتبط برای به اشتراک‌گذاری خدمات آنها، راهکار خوبی است. وقتی این ایده با اعضای کمیته مطرح شد غیر از یک نفر، همه مخالفت کردند. استدلال آنها این بود که در ایران افراد و سازمان‌ها با هم همکاری نمی‌کنند و به همین دلیل بوده که #شبکه شامتک شکست خورده است.
شبکه #شامتک در سال 1376 توسط شورای عالی پژوهش‌های وقت کشور ایجاد شده‌بود یعنی 6 سال قبل از ایجاد ستاد نانو. ما برای قانع کردن اعضای کمیته به سوابق شبکه شامتک مراجعه کرده و با دقت دلایل عدم موفقیت آن را بررسی کردیم و متوجه شدیم که شامتک اصلا شبکه نبوده است بلکه یک سیستم توزیع پول بین تعدادی از مراکز بوده که روسای آنها سمتی در شورای عالی پژوهش‌ها داشته‌اند. پس ایده شبکه‌سازی به عنوان یک راهکار خوب، با استفاده‌یِ نادرست و اجرایِ بد، در اذهان همه به یک مفهوم ناکارآمد تبدیل شده بود.
امروز بعد از گذشت 17 سال، شبکه آزمایشگاهی فناوری نانو به یک تجربه موفق تبدیل شده و بعد از 10 سال اجرای موفق در حوزه فناوری نانو، به همه حوزه‌های فناوری پیشرفته گسترش یافته است و توانسته خدمات بیش از 16000 دستگاه پیشرفته آزمایشگاهی از حدود 700 مجموعه دولتی و خصوصی را به اشتراک بگذارد.
جالب اینکه بعد از شبکه آزمایشگاهی فناوری نانو (الان شبکه آزمایشگاهی فناوری‌های راهبردی) نیز چندین بار تلاش‌هایی در وزارت علوم و وزارت بهداشت برای ایجاد شبکه‌های علمی و فناوری انجام شده است ولی تقریباً هیچ یک نتوانسته به یک تجربه خیلی موفق و الگو تبدیل شود.
اما چرا ایده‌های خوب در عمل شکست می‌خورند؟ در یادداشتی دیگری تجارب شخصی خودم را با شما در میان خواهم گذاشت به شرط حیات ان‌شاا…

رضا اسدی‌فرد- 20 مهر 1399

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *